تبليغاتX
Blue Hands
87/04/16
د ر س د و ا ز د هــ ـم --- تغییر موضع
 

گاهی وقتا باید به جای عــاقل، عــاشق باشم.

 

Comments:


87/04/02
ر و ز مــ ــو عـ ــو د
 

تولد ميتونه با بخشيدن زندگي، با دادن مسئوليت، با تعهد، با شيريني شروع بشه. تو بايد اونقدر بزرگ و توانمند باشي كه خدا اين تولد رو بهت هديه بده. آره! اين تولد با تولدي كه دخل و تصرفي درش نداريم خيلي فرق داره. اين تولد يعني شروع زندگي نـــو . يعني خود ِخود ِ زندگي.

 

روز شماري من رسيده به لحظه شماري.هميشه واسه‌ي من يه آرزو بوده، اجازه‌ي يك زندگي جديد و مبارك. خداي مهربون! ازت ممنونم كه آواي عشق را در حنجره ام گذاشتي تا زمزمه اش كنم.

 

سفره اي سپيد

آينه

شمعدان

حلقه ِ من

حلقه ِ تو

و زمزمه ي قرآن

و شيريني كه روي سرمان ميريزند...

 

مبارك...

 

همراهيمان

عشقمان

لمس بودنمان

زندگي مان

تولد دوباره امان

روز من

 

مبارك...

 

Comments: